84دول غير مسلمه هندوستان و آسياى مركزى و جزاير وزاوه [جاوه] را كه از اهالى ممالك اسلاميه بوده و در احد حرمين اختيار مجاورت كردهاند رؤيت و تسويه نمايند، در جدّه متمكناند به احوال حرمين، شروع به كسب وقوف و اطلاعات نمودند.
براى اينكه اختلاط مسلمانهايى كه در زير حمايت دول سايره هستند، با اهالى حرمين محترمين حالاً و موقعاً وخامت داشت و نيز براى اينكه اكثر اشخاص از اهالى حرمين و جماعات عشاير و قبايل متجاوره در داعيه اين بودند كه جز امارت جليله مرجع ديگرى نمىشناسند و براى اينكه هركس از كوچك و بزرگ بداند كه مكه مكرمه از اجزاى متيمنّه و مقدسه ممالك عثمانى است، كشيده شدن بيرق عثمانى در قلاع مكه مكرمه از طرف كومان دانى محليّه و حاجى نجيب پاشاى ميرلواء، تصور و تصميم كرده شده و براى اينكه اگر يك انقلابى روى دهد در مقابل آن بىتهيه و تدارك نباشند اولاً محمدجاويد آغانام بيك باشى را، كه از قدماى صاحب منصبان قلاع بود احضار كرده، و كشيدن بيرقها را محرمانه امر نموده و براى رفع و تسكين اغتشاشى كه در هنگام كشيدن بيرق ملحوظ و متصور بود، مشاراليه را به اجراى تدابير عسكريه مأمور نمودند. پس از آن بيرقها و كليه لوازم او را حاضر و آماده ساخته و امر نمودند كه به تدابير حفظ و حراست سعى و مسارعت كنند و پس از آنكه كليه لوازم اين كار را تهيه و تدارك نموده و حتى عساكر لازمه را كه براى حفظ و حراست مقتضى بود مسلح ساخت، به دايره جليله امارت عزيمت كرده، با امير سابق شريف عبدالمطلب افندى ملاقات كرده و دائر به لزوم كشيدن بيرق، مقدمات كافيه و مقنعه بيان نموده و دلايل قويه اظهار كرد كه در اين باب بهواسطه تدابير عسكريه، هيچگونه اختلال و انقلابى روى نخواهد داد. به اينوسيله رأى و موافقت امير مشاراليه را جلب نموده و حتى مقرر گرديد، پس از آنكه بيرقها كشيده شده و توپها خالى گرديد، البسه رسميه خود را پوشيده به حرم شريف مسجدالحرام عزيمت و به دعاى دوام دولت عثمانى مداومت شود و از آنجا به مواقع عسكريه مراجعت كرده، امر داد كه در عموم قلاع، در يك آن