75شهر مكه معظمه به درجهاى كثيرالميوه است كه كافه فواكهى كه مخصوص فصول اربعه است در يك موسم حاصل مىشود.
حكمت
شخص در هر ساعت شب به مكه داخل شود اشيايى را كه بايد روز به دست آورد بلاتعب پيدا مىكند. احدى نيست كه در مكه مكرمه گرسنه بيتوته نمايد.
حكايت عبرتآميز
به طور موثق نقل و حكايت كنند كه يكى از اهالى شام، براى ايفاى حج به مكه مكرمه مىرود و مىبيند كه در آن بلده مقدسه فواكه و اثمار زياد بوده، تا هنگام غروب قطارهاى شتر با بارهاى ميوه، على الاتصال آمد و رفت مىكنند. مرد شامى از اين رو متعجب شده و تفكر مىنمايد و چون نمىتواند اين حال را در محكمه وجدان خود محاكمه كند، در گوشهاى خزيده و خود به خود مىگويد كه البته اين امر جهتى دارد. در اطراف سواد اعظم شام باغچهها و بوستانهاى بىحد و حصر هست و اين قدرها محصول ممكن نمىشود، بلكه بعد از وقت ضحى، در كوچههاى شام حيوانى ديده نمىشود كه بار ميوه حمل نمايد. از قرار مفهوم باغچهها و بوستانهاى اين شهر از باغها و بوستانهاى شهر ما به درجات زيادتر است.
حاجى شامى پس از آنكه مدت زيادى در اين باب فكر مىكند براى اينكه خلاصه خيالات خود را تجربه و امتحان و بساتين بلدالله را سير و معاينه كند، به خارج شهر درمى آيد، چون در اطراف بيوت شهر جز كوههاى خشك و برهنه چيزى نمىبيند تعجبش متزايد شده، غرق درياى حيرت مىشود و به يك حيرت فوق العاده، از كوهى به كوهى سياحت كرده، چون غروب مىشود در محلى كه بوده است نشسته، به خواب مىرود. وقتى كه بيدار مىشود مىبيند كه فجر طالع شده و بعض شتربانان حمل احجار