523خطه حجاز قحطى پديدار شده است، از آن هراسانيم كه قحط آب نيز ظاهر گردد. اهالى حرمين از اينرو در نهايت اضطرار و پريشانى بوده و چون در موسم حج حجاج مسلمين از قحطى آب زحمت خواهند ديد، لهذا مردم عموماً ازين جهت تكدّر و ملالت دارند. اهالى بدين كلمات، عمر بن عبدالعزيز را به استدعاى باران مجبور نمودند، عمر بن عبدالعزيز بهواسطه اين اتحاد و اتفاقى كه از مردم مشاهده شد، با قافله حجاج و كسانىكه از مكه معظمه به استقبال آمده بودند در همان موقع به استدعاى باران مجبور نمودند و برحسب حكمت در آن سال آنقدر باران آمد كه سكنه حجاز آنچنان بارانى نديده بودند. از هر طرف سيلهاى قوى جارى شده و اطراف اربعه مكه مكرمه را سيراب ساخت و از بركت دعاى عمر بن عبدالعزيز آن سال در حجاز بركت و ارزانى فوقالعاده حاصل و مشهود گشت.
ششم از سيول حجاز سيل ابوشاكر است كه در سال يكصد و بيستم هجرت و در عصر هشام بن عبدالملك ظاهر شده است، چون به اسم ابوشاكر يكى از اجله رجال دولت در قافله حجاج سال مذكور بود و از شدت هجوم و سطوت سيل تلاش و اضطراب فوقالعاده مىنمود، لهذا سيل مذكور چندى به اسم ابوشاكر مسمى و مشهور بود.
هفتم از سيول حجاز سيل مخيل است كه در تاريخ يكصد و هشتاد و چهار هجرت واقع شده و به دهشت فوقالعاده داخل مسجدالحرام گرديده و خرابى زياد نموده است، خانهها و اشخاصى كه در سيل مذكور تلف و خراب شده بود حد و حصر نداشت.
هشتم سيول سيل حنظله است كه در تاريخ دويست و دوم سال هجرت در عهد مأمون خليفه ظاهر شده است، سيل مذكور چون به يك دهشت فوقالحد ظاهر شده بود لهذا مردم از خوف اينكه مبادا مقام همام ابراهيم را ببرد، او را از جاى خود درآورده و بهموقع مرتفعى گذارده بودند، درواقع همين سيل مسجدالحرام و خانههاى بسيارى