509به اطراف اربعه آن يك اسكله بسيار محكم و متينى نيز ساختند.
مقصود رضوانآقا از ساختن اين اسكله آن بود كه هرقدر ديوارهاى كعبةالله بلند مىشود رفتن و آمدن بناها و راه گل و سنگ آوردن عملهها را تسهيل نمايد. پس از آنكه ششهفت روز با اين كارها گذرانده شد، روز غره جمادىالآخر بقيه كمر آهنى را كه در بالاى ديوار حجرالاسود 1 بود درآوردند و روز دوم جمادىالآخر شريف علىبن بركات و سادات بلده، علىالصّباح به دايره حطيم شريف جمع شده با رضوانآقا و ديوارهاى بيت مكرم را كه سقوط نكرده بود و سقف آن را ملاحظه نمودند.
در اين كشف و ملاحظه، معماران ابنيه مسعوده و مهندسين مملكت عموماً حضور داشتند، مهندسين و معماران مواقع مذكوره را بهطور دقت و انتظام كشف و معاينه نموده، ديدند كه سقف شريف و ديوارهايى كه هنوز خراب نشده است بهكلى پوسيده و از همديگر پاشيده شده است و به حضار خطاب كرده گفتند كه ابنيه مسعوده از اين بقعه مفخمه از مبناى خود حركت كرده است، ما اينك به شما مىگوييم بعد از اين ما را متهم و مقصر ننماييد و نگوييد چرا در وقت و موقع آن نگفتيد؟ در حضور مفتيان مذاهب اربعه و قاضى افندى و همه اشراف و اعيان بلده صدق آن را گفتيم. باز تكرار مىكنيم كه ابقاى بيتالله به تعمير تنها جواز ندارد، چون همهجاى بيتالله سست شده است، لهذا تجديد كليه آن لازم و متحتم است و مدّعيات خودشان را نيز به شهادت جمع كثيرى از مسلمانان اثبات نمودند.
حضار مسلمين كه اين ادعاى مهندسين و معماران را بدون ترديد تصديق نمودند، براى آن بود كه محمدعلى بن علان را كه از علماى معترضين بود اسكات نمايند، زيرا كه ابن علان ادعا مىنمود كه جايز نيست ديوارهايى را كه سقوط نكرده است خراب ساخت و بدين بهانه و دستاويز جمّ غفيرى 2 از عوام اهالى را فريب داده بهخيال اينكه