495خلعتى اعطا گرديد، پس از آن براى ازدياد شأن و شكوه اسلام ادعيه لازمه خوانده شد و جمعيت متفرق گرديدند.
بهواسطه سنگ و خاك و خس و خاشاكى كه با سيلاب آمده بود داخل حرم شريف و مدخلهاى آن محل مقدس مملو شده بود رضوانآقا سه روز بعد از ورود خود به مكه محترمه شريف مسعود را با اعيان مملكت در داخل حرم شريف جمع نموده و در خصوص امر تطهير و تنظيف آنجا مشورت نمود، هريك از حضار در يك خيال و رأيى بودند، خلاصه خيالات اينها آن بود كه داخل حرم شريف ممكن نيست در اندك مدت تطهير و تميز كرده شود و چون موسم، موسم حج بود، قوافل حجاج علىالتّوالى از اقطار و آفاق ورود و نزول مىكردند، رضوانآقا آراى كليه آن اشخاص را رد و جرح نموده به قراء و قصباتىكه در ميان مدينه منوره و جده و ساير محال بود مأمورين فرستاده، كسانى را كه الاغ و اسب و شتر داشتند زياده از آنچه بايد اجرت داده و آنها را تطميع كرده، آن اشخاص را با حيوانهاى آنها به مكه معظمه آورد و به يك همت فوقالعاده شروع به كار كرده، در ظرف بيست و هفت روز يعنى روز نوزدهم ذيقعدةالحرام امر تطهير مكه مكرمه را اتمام و انجام داد. گلهايى كه به سنگ مخلوط كرده بود و با سيلاب به حرم شريف داخل شده بود پس از آنكه آبهاى سيل از مجارى خود از اندرون حرم شريف خارج شد تحجر پيدا نمود و در ارتفاع هفت هشت ذرع هريك كوهى شده بود و بهواسطه تأثير حرارت آنقدرها سخت شده بودند كه با بيل و كلنگهاى آهنين حركت و كندن آنها در نهايت صعوبت و اشكال بود.
شبها به آن كوهها آب ريخته شده و صبحها يك نوع نرمى و ملايمت در آنها ظاهر مىشد، عملهها آن كوههاى عارضى را مانند مزارع مسطح ساختند، اين كوهها را كه مىكندند رمل و ريگ آنها را از خاك تفريش 1 كرده، هريك را به محلى جداگانه