490اطراف و اكناف آن محدود بود، هركس خود به خود مىگفت كه اگر باران نازل شود، داخل كعبةالله در ميان جريان سيل پنهان خواهد ماند و به اين جهت مضطرب و پريشان بودند.
با اينكه قطرات بارانمانند دانههاى گوهر به همديگر اتصال داشت، تا زمانىكه ميزاب رحمت بهجاى خود وضع شده و سطح شريف بيتالله بسته شود، يك قطره باران به زمين نيفتاد. همانا كه قطرات باران تا زمان بستهشدن سطح شريف از زمين به ارتفاع چهل ذرع متراكم شده و در ختام عمليات ميزاب به يك شدت فوقالعاده باران نازل شد كه مثل او نامسبوق بود و از كثرت نزول باران اسواق و بازارها غرق سيلاب و اهالى به وحشت و وهم دچار شدند.