468درآورده و به يك پارچه ديبا پيچيده به صندوقى گذاشته و مقفّل ساخت، حجر را در دارالندوه حفظ نموده و هداياى نفيسهاى را نيز كه در خزانه كعبةالله موجود بود براى امر حراست به خانه شيبة بن عثمان سپرد. بعضى از وجوه و اشراف اهالى كه در حضور ابن زبير اجتماع كرده بودند، به اين خيال موافقت نموده و اگرچه برخى هم مخالفت كردند وليكن ابنزبير به اعتراضات مخالفين گوش نداده و به اجراى مافىالضمير خويش قرارداد.
اگرچه اهالى مكه محض اينكه از هدم بيتالله احتراز كنند به شواهق 1 جبال درآمده و تا منى فرار نمودند و گروه عمله نيز در شروع به عمليات اظهار رخاوت و اغبرار نمودند وليكن ابنزبير محض اسقاط حكم حديث شريف
«تخرب الكعبة و السويقين من الحبشه» كه در خاطر داشت به سطح كعبةالله چند نفر غلام حبشى برده، روز شنبه پانزدهم جمادىالآخر سال مزبور به هدم بناى بيتالله ابتدار 2 نمود و خواست براى اينكه به خرج و گل و لاى بنا افزوده شود زعفران يمن كه رنگى است حاضر و تدارك نمايد وليكن چون اصحاب اطلاع و وقوف گفتند كه او احتجار و حل را مانع است و لازم است كه اين بنا را با گچ ساخت، لهذا چهارصد دينار داده و از صنعاى يمن بهقدر كافى گچ حاضر نمود و براى اينكه در اثناى عمليات بهطواف مردم مانع نشود، بر حسب اخطار و يادآورى عبدالله بن عباس، به اطراف بيتالله پردهاى از تخته كشيده و اين پرده را نيز يك ستاره پوشانيد.
پس از آنكه ابنيه مقدسه را تا اساس قديم ابراهيم خراب كرده و حجرالاسود را نيز در جوف صندوقى گذاشته و در دارالندوه محفوظ نمود شروع به ساختن ديوارها نمود، به موجب احكام حديث شريف كه در فوق ذكر شد حركت كرده، حجر اسماعيل را به اندرون بيتالله داخل ساخته و به قواعد قريشيه اعتبار نفرمود، يعنى بنايى را كه حضرت