399خويش حصه و سهمى جدا ساخته و او را تقديم مىكردند و معتقد آن بودند كه اگر اين تقدمه را ننمايند خير و بركت از آنها منقطع خواهد گرديد.
از قبايلى كه به جمادات پرستش مىكردند يكى هم قبيله حمدان 1 است كه در ارض حمدان ساكن بودند، حمدان كه بر وزن سكبان است اسم قبيلهاى بوده، افراد اين قبيله در صحراى حمدان ركز خيام اقامت نموده و تا ظهور نور نبوت به يعوقنام صنمى كه در قريه حيوان گذاشته شده بود پرستش مىنمودند.
از اشخاصىكه تبديل ديانت خويش نمودند يكى هم ذوالكلاع حمرى 2 است. ذوالكلاع در محل حميرنام كه در ارض يمن كائن است، ساكن بوده و صنمى را كه به نسر ناميده مىشد عبادت مىنمودند، حِميَر به وزن دِرْهَم اسم محل مشهورى است كه در جانب غربى صنعاى يمن واقع است، كافه اهالى اين موقع و سكنه عموم نواحى آن، به نسرنام صنمى كه در موقع بلخ ناممركوز و موضوع بود ستايش و عبادت مىكردند. مثل اينكه اهل يمن و حميريان به نسر پرستش مىكردند به رثامنام بتخانهاى نيز كه در صنعاى يمن واقع است آمد و شد مىنمودند.
الحاصل هر قبيله و جماعتى از قبايل عرب در مقر خود و مخصوصاً هريك در خيمهها و خانههاى خويش هريك صنمى گذاشته و هرگاه مسافر مىشدند در اياب و ذهاب آنها را زيارت مىكردند، اگر مىخواستند به محلى بروند اصنام را زيارت و در معاودت نيز قبل از همه به بتخانه عزيمت نموده، عرض تذلل و افتقار مىكردند و تا اين اصنام را مس نمىكردند به خانههاى خود نمىرفتند.
در آن زمان فترتنشان، بعضى از قريشيان به هبلنام بتى كه عمرو بن لحى از ارض بلقا آورده و در درون كعبه ركز نموده بود عبادت مىكردند و كسانى هم كه آنها را مىديدند به بتهاى اساف و نائله كه در ميانه كعبه معظمه و نزديك بئر زمزم مركوز