394نوع بنىبشر بههيچوجه شباهت ندارم؟ شيطان گفت:
تو خود فراموش كردهاى كه تو كى هستى. خداى سكنه ارضين و سماوات تو هستى! از هشتصد سال قبل تو در آسمان بودى! هنگامى در خواب بودى من به موجب امر و ارادهاى كه خود تو كرده بودى، تو را به روى زمين آوردم، اينكه در مدت عمر خويش ناخوش نمىشوى و به همه ملوك عالم مظفر مىگردى دليل الوهيت تو است و اينكه من بدون اينكه كسى مرا ببيند داخل اطاق تو شدم اثبات آن مىنمايد كه من مأمور آسمانى خواهم بود و شيطان بدين مقاله دسايسآميز خويش، جمشيد را فريفت.
جمشيد پس از آنكه به اين دلايل ابلهفريبانه شيطان فريفته شده و به خدايى خويش يقين حاصل كرد، از شيطان مقتضيات و وضع حركات خويش را استفسار كرده و از او دستورالعمل خواست. شيطان گفت: «در اين ميدان آتش انبوهى ايقاد و مشتعل ساخته، خلق عالم را دعوت نماى، بگو كه من خداى شما هستم و هركس تو را سجده نكند او را به آتش انداخته و بسوزان».
چون شيطان آيين مجوسيت را تلقين نمود، برحسب تعريف شيطان، جمشيد آتش جهانسوزى ترتيب داده پس از آنكه خلق عالم را به ربوبيت خويش دعوت نموده و خود را مسجود و مصدق آنها ساخت، از طرف خويش پنج نفر خليفه معين نموده و به هريك از آنها صنم بزرگى داده و گفت كه هركس به اين اصنام سجده كند الوهيت مرا اقرار كرده است و هركس سجده نكند الوهيت مرا انكار نموده است، ساجدين را انعام و احسان كنيد و منكرين را به اين آتش انداخته بسوزانيد.
جمشيد اين حكم را كرده و خلفاى خود را به اطراف عالم ارسال نمود، اسامى اصنامى كه به خلفاى خمسه توديع نمود عبارت از وُد، سواع، يعوق، يغوث و نسر بود. خلفا اين اصنام را به بلاد و آفاق برده آيين بتپرستى را نشر و تعميم نموده و خلق عالم را اضلال نمودند.