375سالفةالذكر است كه در زمان حيات يارد پدر ادريس زنده بودند.
اين پنج شخص در زمان يارد هر پنج آنها در ظرف يكماه عقب يكديگر وفات كردند و اهالى از وفات اينها متأثر شده، اظهار تكدر و الم مىنمودند. در آنوقت شخصى كه سلسله نسب او به اولاد قابيل مربوط بود ظهور كرده صور مجسمه آن پنج نفر را ساخته و اسم هريك از آن صور را به اسم يكى از اشخاص مرقومه موسوم نمود و اصحاب ماتم در اطراف اين صور دور و گردش نموده گريه مىكردند و به اينوسيله احزان و آلام خودشان را رفع مىنمودند، كسانىكه بعد از يك عصر آمدند بر حسب محبت، اصنام مذكوره را تعظيم و احترام نموده و آيندگان در عصر ثالث اوثان مزبوره را آلهه خود قرار داده و پرستش نمودند و تا زمان حضرت نوح به منوال مشروح باقى بودند.
تقى مخلد ادعا كرده است كه اين اسامى بعدالطوفان به هندوها انتقال نموده و آنها هم اصنام بزرگ خود را به اين اسامى تسميه نمودند، چون در بطون هريك از اصنام هنود يك جنى موجود بود و كسانى را كه آنها را معبود خود قرار داده بودند از غايب خبر مىدادند، لهذا هنود آنوقت معتقد آن بودند كه اصنام و معبودين آنها سامع و متكلم مىباشند. بعدها چون اصنامى هم كه مشركين مكه مكرمه پرستش مىكردند از احوال آتيه خبر مىدادند، لهذا اين زعم هنود به اهالى مكه نيز انتقال نمود.