369لحى كه قبايل اعراب را به بتپرستى دعوت كرد. هزار سال و علىقول (325) سال قبل از هجرت نبوى بوده است، در ظرف اندكمدتى همه سكان قطعه حجاز معتقد به اين شدند كه اولاد اسماعيل بعض اصنام از اشجار و احجار ساخته و آنان را پرستش و عبوديت مىكنند، بناءً عليه هريك از قبايل و افراد اينها كه بهخارج ميقات كعبةالله مىآمدند به نيت تعظيم بيتالله چنانكه در آتى بيان خواهد گرديد سنگى از مسجدالحرام اخذ نموده و به منازلى كه وارد مىشدند گذاشته و آن سنگ را مانند كعبه طواف و زيارت مىكردند.
به تدريج سبب تعظيم احجار نيز فراموش كرده شده، دين خليل به بتپرستى تبديل و عبادت خالقالعباد به پرستش اصنام تحويل نمود. بعدها بقيه كسانى كه تبديل دين كرده بودند و همه آنانى كه به آنها تابع بودند طورى به تعظيم سنگهاى مسجدالحرام اهميت دادند كه امم سالفه ضالّه، بتپرستى را به آن درجه نرسانيده بودند. قبيله قريش و طايفه بنىكنانه در زمان حج نيز
«لبيك اللّهم لبيك لبيك لا شريك لك إلاّ شريك لك تملكه و مالك» گويان تلبيه مىنمودند و اصنامى را كه به دستهاى خود ساخته بودند در دستهاى منحوس خود گرفته، داخل كعبةالله مىشدند. اين حال شأمتمآل تا روزى كه نور جهانفروز نبوت اشعهپاش عالم سعادت و هدايت گرديد برقرار بود. در ظرف مدت مذكور اهالى حجاز بهنامهاى لات، عزى، منات، ذوالخلصه 1، ذوالكفين، ذوالثرى، فلس، رضاء و ذوالكعبات اصنام بسيار ساخته و بعضى از اينان را به نامهاى اصنامى ناميدند كه در زمان حضرت نوح پرستش مىنمودند زيرا كه در ميان عصر حضرت آدم و نوح پنج نفر ظهور نموده بود كه آنها بهطاعات و عبادات خالقالسماوات حريص بوده و از اينرو نظر رغبت و محبت مردم را بهطرف خود مايل نموده بودند.
چون آن پنج نفر به عالم بقا عزيمت كردند، اولاد و اتباع آنان نتوانستند به مفارقت