302
استطراد
اهل نسئه
بنا به تدقيق مفسرين عظام، طايفهاى است كه از جاهليه عرب قتل و غارت را پيشه و هميشه صيد و شكار را كار و انديشه خود نموده بودند. چون در شريعت حضرت ابراهيم و اسماعيل (عليهما السلام) جنگ و جدال در ماههاى رجب و ذىالقعده و ذىالحجه و محرم ممنوع بود و طايفه مرقومه نمىتوانستند سه ماه علىالاتصال عادات مألوفه خود را ترك نمايند، لهذا گفتند كه ما نمىتوانيم از شهر ذىالقعده تا ماه صفر به اتصاف حرب و قتال را ترك گوييم يعنى تحمل آن نداريم كه اين سه ماه را بدون فاصله در خيمههاى خود آسايش و استراحت كرده، مقاتله ننماييم. و بدون ترديد بهواسطه اين حكم از شريعت حضرت ابراهيم دلتنگى و ملالت داشتند.
قلمس بن عبد بن فقيم كه منسوب به يك جماعت منتهى به قبيله كنانيول است براى اينكه امر نهى قتال را در شهور مرقومه به يكصورت غريب فسخ و الغا كند، در موسم حج همان سالى كه اعراب باديه اين خيال را كرده بودند به شتر خود سوار شده و به افراد قبيله خود خطاب كرده و گفت:
اى معاشر عرب خداى شما ماه محرم اين سال را بر شما حلال نموده و حرمت او را به شهر صفر تعويق فرمود و خواست بهواسطه اين خطابه قوت خلوص و اعتقاد آنان را به دين ابراهيم استنباط كند.