283مثمره مزيّن و مطرا بود طايفه مرقومه در مكه مكرّمه به كمال عيش و عشرت و نهايت فسق و فضاحت مشغول و آخر كار ظلم و فساد را اعتياد نموده و اظهار بغى و عصيان مىنمودند.
شقاوت آن طايفه به درجهاى رسيده بود كه تنخواه نگرفته احدى را در سايه اشجار نمىنشانيدند و از چاهها قطره آبى نمىدادند، دولت و احتشام آنان عاقبةالامر زائل و كوكب اقبال و شوكتشان به نحس و ادبار مايل گشت. عاقبت بهواسطه تسلط يكنوع از نمله به ترك ديار خود مجبور شدند، اگرچه به مسكن و مأواى قديمى خود كه ديار يمن باشد هجرت كردند ولى در آنجا نيز زندگى نتوانسته عموماً هلاك شدند.
چون مدتى كه ضلالت آنها امتداد داشت به حفظ ابنيه مقدسه بيتالله توجه نشده بود، ديوارهاى بسيار مرتفع و بلند بقعه مقدسه بهكلى منهدم و خراب شده و از احجارى كه بر روى اساس عديمالاندراس ابراهيم گذاشته شده بود، چند پارچه سنگ باقى بوده اهالى چون مىدانستند كه آنجا عرصه مباركه بيتالله است در اطراف او دور و طواف مىنمودند كه بالاخره طايفه جراهمه آن محل مبارك را تجديد نمودند.