281ولى بعدها افراد جماعتىكه به عمرو بن عامر منسوب بودند به علت حُمّا دچار شده و فهميدند كه در ارض مكه نتوانند اقامت نمود، لهذا به رأى و صوابديد ظريفهكاهنه ازد به عمّان و ثعلبة بن عمرو بن عامر به شام و اوس و خزرج كه اجداد انصار كرام بودند به جوار مدينه منوره نقل و هجرت نمودند. و ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر كه به لقب لحى مشهور بود در داخل مكه مانده به اجراى حكومت مكه و ايفاى امور حجابت كعبةالله مبادرت مىنمود.
اخطار
بنوخزاعه سيصد سال حكومت مكه مكرمه را اداره نموده و در اين مدت عساكرى را كه از طرف ملوك يمن به خيال تخريب بيت خداوند فرستاده مىشد دليرانه مدافعه نموده، منهزم مىساختند. بنواسماعيل كه در مكه معظمه مانده بودند مادامىكه در اداره حكومت مستقله بنوخزاعه بودند اگرچه به امور و آراى حكومت مداخله ننموده و احدى را نيز مداخله در كار نمىكردند ولى چون قصى بن كلاب بن مرّه كه سيصد سال بعد از استقلال خزاعيان به نصاب شوكت و قدرت واصل و به استحصال حكومت مكه نائل آمد، كافه افراد قبيله منسوبه به خود را احضار و جمع كرده، در داخل حدود مكه اسكان و بدينجهت در ميان قبايل لقب مجمع را احراز نموده و قبيله غالبه قريش را كه به خود او منسوب است تشكيل نمود.
قبيله جليله قريش جماعتى است منتهى به نضر بن كنانه چنانكه در فوق ذكر شد براى اينكه در مقابل اسائت واقعه اقوام جراهمه به غضب ذوالجلال دچار نشوند به اطراف بلاد پراكنده شده بودند، چون به همت قصى بن كلاب در مكه معظمه تجمع و تقرّش كردند، چنانكه در صورت هشتم همين وجهه مسطور و مذكور خواهد گرديد به لقب قريش ملقب گرديدند.