247سعى در تصديق يهوديان داشتند ولى هيچكدام نتوانستهاند اثبات مدعا نمايند. روايت آتيه بطلان ادّعاى يهود را در صورت واضحه آشكار مىسازد.
روايت
در عهد عمر بن عبدالعزيز يكى از علماى يهود مسلمان شده و عمر از او سؤال كرده است آيا مذبوح اسماعيل است يا اسحاق؟ مشاراليه گفت: يا عمر، يهوديان مىدانند كه ذبيح حضرت اسماعيل است ولى چون حضرت اسماعيل جد طايفه عرب است، براى اينكه ذبيحالله بودن جد خود اسحاق را ثابت كنند، امر ذبح اسماعيل را انكار دارند.
صورت وقوع امر جليل ذبح
بنا به روايت كعبالاحبار حضرت رب جليل هفت و يا سيزده سال قبل از بناى كعبه مشرفه، بهطريق رؤيا به حضرت خليل امر فرمود كه پسر خود اسماعيل را ذبح و قربان كند، آنوقت حضرت اسماعيل سيزده و بنا بهقول بدايعالزهور، بيست سال داشت، كه حضرت اسحاق هفده سال و بهقول بدايعالزهور ده سال بعد از اين وقعه متولد شده و در يكصد و سى و هفت سالگى ارتحال دار بقا نمود.
حضرت ابراهيم درك و اذعان نمود كه اين رؤيا از جمله تسويلات شيطانيه نبوده است، به نيت اجراى فرمان قضا جريان الهى، به هاجر امر فرمود كه سر پسرش اسماعيل را شستوشو كرده و لباسهاى تازه بر او پوشانيده و هر طرف او را به عطرهاى خوشبو معطر سازد، پس از اين به حضرت اسماعيل خطاب كرده و گفت: «اى فرزند من! يك ريسمان و يك كارد برندهاى بياور كه با تو از اين كوه هيزم بياوريم»، و بهقول بدايعالزهور: «گوسفند ذبح كنيم»، چون حضرت اسماعيل به امر پدر خود ريسمان و كارد را آورد او را به مذبح اسماعيل كه در منى واقع است برد، در اين اثنا