243و بگوى كه ديگر لازم نيست آستانه خانه خود را تغيير و تبديل دهد». پس از اندك مدتى حضرت اسماعيل به سعادت خانه خود تشريف و رايحه مباركه پدر عزيز خود را استشمام فرموده، سؤال و استعلام كرد كه در غيبت من كى آمده است؟
رعله در جواب گفت:
پير عزيزى آمد كه رايحه وجود او دلاويز و جمالش شوقانگيز بود، در حق آن بزرگوار ابراز مراسم احترام نموده، پس از احضار أطعمه و إطعام آن پير را در بالاى اين سنگ نشانده و وجود فيضآلود او را شستم، ممنون شد و فرمود كه اسماعيل را بگوى ديگر آستانه خانه خود را تبديل نكند و شما را تحيّت و سلام رسانيده و رفت، حتى زمانىكه اقدام مبارك خود را بر روى اين سنگ گذاشت، قدم سعادتتوأم او در سينه اين سنگ جاى گرفت.
حضرت اسماعيل گفت: «آن شخص محترم پدر من است و اينكه فرموده است آستانه خانه خود را تبديل نكند، امر فرموده است كه مادامالعمر با تو بوده باشم» و نشانه دوپاى حضرت خليل را كه در روى سنگ بود به حضرت اسماعيل نمود، حضرت اسماعيل نيز بعد از تقبيل آن به محل بلند و مرتفعى گذاشته و اظهار مراسم احترام نمود، حجر مبارك كه رعله پدر شوهر خود را در روى آن شستوشو نمود، همان سنگ مسعود و متبركى است كه حضرت ابراهيم بر فراز آن آمده و كعبه معظمه را بنياد نهاد كه الآن در مكه مكرمه در جوف يك شبكه مخصوصه آهنين محفوظ است.
چون حجر مذكور در قرآن كريم بهنام مقام ابراهيم مسطور بوده و در ميان انام 1 به اين نام مبارك معروف است لهذا حجاج كرام او را به كمال گرمى و اقتحام 2 زيارت كنند و چون نشانه دوپاى حضرت ابراهيم در روى آن هنوز مرئى و مشهود
است،