190شجاعت و تعصب للغريب را جامع بوده و اهل ايمان را از ميل و انهماك 1 به رذائل ناهى بود.
صابئيان غير از پنج وقت در ضحوه 2 اولى و در ساعت ششم شب نماز مىگذاردند و به جنازهها بدون ركوع و سجود اداى صلوة مىكردند، هر سالى سى و يا بيست و نه روز روزه مىداشتند و روزه را در ثلث اخير شب شروع كرده و تا غروب شمس محفوظ مىداشتند، در ختام شهر صيام عيد گرفته و در آن روز مكه معظمه را توقير و احترام مىنمودند، در شهر «حرّان» مقامى را زيارت كرده و ايفاى حج مىنمودند، در مصر دو قبر را حرمت كرده و معتقد بودند كه يكى از آنها قبر حضرت شيث و ديگرى قبر صابئ بن شيث است. با اينكه شريعت و دين آنها قديم و حق بود، بعدها بهطريق ضلالت سالك شدند، آخرالامر عموماً دين حق را ترك نموده به آفتاب و انجم و به صور مجسّم حكمداران پرستش كرده و بتپرست شدند.
ابراهيم
چون حضرت ابراهيم در جرگۀ صابئيان كسى را نديد كه مرشد كامل بوده و طريق مستقيم حق را ارائه كند، براى اثبات وحدت وجود حق اولاً زهره و يا كوكب مضىء مشترى را و پس از آن قمر و بعد آفتاب جهانتاب را ديده بهطريق استفهام انكارى گفت: هٰذٰا رَبِّي . 3 چون ديد كه كواكب مذكوره در حجب غيبت و افول متوارى شدند، از صدور آن مقال بىمآل كه لاعناعتقاد از او صادر شده بود محزون و به حضرت واجبالوجود بىچون توجه نموده، قول جليل لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِينَ 4 را ورد زبان خود نمود.