163
صورت دوم
وضع تأسيس مكه معظمه در دفعه اولى
براى اينكه حضرت ايزد اقدس به ملائكه كرام خود اعلام فرمايد كه ابوالبشر آدم را، براى خلافت كردن در روى زمين خلق و ايجاد خواهد نمود، آنان را خطاب كرده و فرمود كه من در روى زمين خليفهاى خلق خواهم كرد. ملائكه كرام بهواسطه وجدان ملكيّت و يا بهالهام رب عزّت و يا اينكه در لوح محفوظ مشاهده و رؤيت كرده و درك و استنباط نمودند كه نوع بنىبشر در بسيط غبراى زمين، سفك دماء و فساد خواهد نمود براى اينكه استكشاف كنند كه آيا چه حكمتى هست در اينكه خلافت روى زمين به يك طايفه معصومى داده نشده و به اولاد آدم داده مىشود كه سفّاك دماء و ميّال بغى و شقاء هستند گفتند، يا الهى در روى زمين فسادكنندهاى خلق و ايجاد خواهى كرد و حال آنكه ما ملائكه تو را به حمد تو تسبيح و به ذكر تو تقديس مىنماييم.
چون ملائكه به اعطاى اين جواب جسارت كردند، از درگاه ايزدى اين جواب صادر آمد كه حكمتهاى خود را كه در آفرينش اين خليفه دارم خود مىدانم، شماها او را [آن را] نمىدانيد. ملائكه كه جسارت به ايراد سؤال معروض كردند، اگرچه در خيال خودشان به افعال الهيه معارضه ننمودند وليكن مفهوم آيه منيفه إِنِّي أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ 1 آنانرا