154اجراى عملى كند كه مؤدّى عصيان است و قبل از ايفا از نيت خود فارغ شده و عملى را كه بهخاطر او خطور نموده است عامل نشود، براى آن گناهى نوشته نمىشود و ليكن در مكه مكرمه عملى را هم كه اجراى آنرا در خاطر خود تصوّر نموده و ايفا نكند باز براى اينكه آن عمل را به خاطر خود راه داده است آثم شمرده مىشود و گناه آن در دفتر اعمال او ثبت مىگردد.
بنابراين پسر عبدلله بن عباس در طايف توطّن نموده و ابن مسعود نيز گفته است كه غير از مكه هيچ بلدى نيست كه انسان براى امر نامشروعى كه بهخاطر او خطور مىكند مؤاخذ و معاتب 1 شود.
حكايت
شخصى به يكى از دوستان خود كه محبت بسيار نسبت به او داشت، چيزى امانت داده بود كه مدتى او را محافظت كند، مشاراليه در آخر بهخيال آن شد كه امانت را به صاحب او ردّ و اعاده نكند، ناچار امانت را انكار كرده و مقرّر شد كه در حضور بيتالله سوگند ياد كند، مشاراليه همان شبى كه متجاسر سوگند دروغ شد وفات كرده و صورت او بهصورت كلب متحوّل گشت.
حكايت ديگر
يك شخص ديگر در اثناى طواف ساعد يك زن جميلةالصّورهاى را ديده، محض اينكه كسب تلذذ كند، دست خود را بهطرف ساعد مرقومه دراز مىكند، چون مرقومه خاتون 2 عفيفهاى بود از اين حركت مشاراليه متأثر شده و به نيت اينكه كيفيت را به صاحب بيت عرض كند، مستقيماً بهطرف ديوار كعبةالله رفت، بىادب مزبور