39كه بايد دليل بر گزارههاى اعتقادى بزرگ، آيات با دلالت قطعى باشد. درحالىكه هممسلكان وى در اساسىترين گزاره اعتقادى، بر آيات متشابه تكيه مىكنند. اگر گفته شود ابنتيميه آيات يادشده را متشابه نمىداند، در پاسخ گفته مىشود آيه تطهير را نيز كسى از آيات متشابه ندانسته است.
راه صحيح در مسائلى كه دليل اثبات آنها آيات قرآن است، چه در مسائل اعتقادى و چه در مسائل غير اعتقادى، آن است كه با كمك آيات محكم و آياتى كه دلالت قطعى دارند، آيات متشابه و آياتى را كه دلالت قطعى ندارند، معنا كرد. بنابراين آيات محكم، دليل و مستند خواهند بود، نه آيات متشابه. اما آياتى كه نه متشابهاند و نه دلالت صريح و قطعى دارند، بايد دلالت آنها را به كمك آيات ديگر روشن ساخت و در صورتى كه به كمك آيات ديگر هم نتوانستيم به معناى آنها پى ببريم، بايد براساس راهنمايى قرآن كريم، به سخنان پيامبر اكرم (ص) مراجعه كنيم؛ همانگونه كه خداوند مىفرمايد:
« وَ أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » (نحل : 44)
و بر تو نيز قرآن را نازل كرديم تا آنچه را كه به سوى مردم نازل
شده است، براى آنها روشن سازى. شايد انديشه كنند.
در اين آيه شريفه خداوند رسول خود را بيانگر كتاب دانسته است. با توجه به اين آيه، اگر معناى آيهاى به كمك سخنان پيامبر اكرم (ص) به خوبى روشن شود، چرا نتوان آن را دليل گزاره دينى قرار داد؟ آيا در اين صورت اين عذر پذيرفته است كه بگوييم دلالت آيه صريح نيست و