198 خبرى از شرطه و شيوخ كه هميشه راه را سد ميكردند، نبود. اتفاقاً ديدم، مقبرۀ اهل بيت كه معمولاً بسته بود، باز است. نزديك شدم. ديدم چند كارگر مشغول تعمير ديوارهاى حجون هستند. به طرف انتهاى وادى كه قبر حضرت عبدمناف، عبدالمطلب و ابوطالب(عليهمالسلام) است، رفتم و از نزديك عرض ارادت و زيارت كردم و تسليت گفتم. در اين هنگام جمعى از مسلمانان تركيه هم آمدند و آنها هم سلامى دادند و برگشتند.
جوانى از اهل خراسان، به نام آقاى صادقى، كنار قبور ايستاده و مشغول زيارت بود. پس از زيارت و عرض تسليت، وداع كردم و از مقبره خارج شدم و بعد هم در مقبره را بستند و اين توفيق، عنايتى بود كه بعد از چهل سال نصيبم شد. چهل سال پيش، اينجا جز يك درّه طبيعى و سنگلاخ و كوه و كمر چيزى نبود. در نقطه كنونى قبور مطهر هم كوهى از سنگ روى هم انباشته بود. بعضى از زنهاى باديهنشين سياهچهره دور سنگها جمع شده بودند و چند قطعه پارچه مندرس روى سنگها انداخته بودند و اشاره مىكردند: «
هذا قبر والد على! هذا قبر والد على! » و انتظار صدقه داشتند. آن زمان كسى جلويمان را نمىگرفت. ولى از آن وقت چهل سال ميگذرد و توفيق تشرف نداشتم تا اينكه در سال 1426 ه- .ق از نزديك كنار قبور حاضر شدم. گرچه مقبرهها قبه و بارگاه ندارد، اما بقعههاى جدا و مشخص براى اهل بيت برقرار است.
صورت قبور اجدادالنبي(ص)
سه صورت قبر در انتهاى مقبره ساخته شده است؛ هر چند اين سه قبر نام و نوشتهاى ندارد، اما از بقّية قبور برجسته و ممتاز شده است. در