204بر توست كه هوشمند و زيرك باشى. آن مرد آمد و عمر را با خبر كرد و او گفت: پروردگارا! كوتاهى نكردم مگر در چيزى كه توانايى آن را نداشتم.
اين اسناد صحيح است. ابنكثير در كتاب البدايه در حوادث سال هجدهم آن را بيان كرده است. 1
ابن ابىشيبه با اسناد صحيح از «ابوصالح سمان» از «مالك الدار» (خزانهدار عمر) آن را روايت مىكند:
مردم در زمان عمر به قحطى دچار شدند. مردى نزد قبر پيامبر رفت و گفت: اى رسول خدا براى امتت باران بطلب كه هلاك شدند. مرد پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را در خواب ديد كه مىفرمايد: نزد عمر برو...
«سيف» در «الفتوح» روايت كرده است كه كسى كه اين خواب را ديد، «بلال بن حارث مزنى» از صحابه بود. ابنحجر مىگويد: «اسناد او صحيح است». 2
هيچيك از پيشوايانى كه آن را روايت مىكردند و پس از آنها كه مصنفاتشان ذكر شد، نگفتهاند كه اين كار كفر و گمراهى است و هيچكس متن حديث را بىاعتبار ندانسته است. ابنحجر عسقلانى در الفتح، اين حديث را آورده و سند آن را چنانكه گذشت، صحيح دانسته است. ابنحجر نيز در ميان حافظان حديث، از نظر علم و فضل و مقام، جايگاهى دارد كه به بيان آن نيازى نيست.