189وقار بايستد؛
و همه مشاهد گرانقدرش را ميان «عريض» و «باب العنبر» تماشا كند؛
و روزهاى زيارت را در سايه نخلهاى پربار سپرى كند؛
دوست مىدارد كه آنها را ببيند و از آنها شادمان شود و قلبش در محضرشان لرزان باشد؛
«بقيع» و قبر «حمزه سيدالشهدا» و كسانى كه در اين وادى گلگون آرميدهاند را زيارت كرديم؛
و «قبا»، «سلع»، «عريض» و كسانى كه در آنها هستند و مسجد ذوقبلتين را زيارت كرديم؛
روزهايى كه در آن گذرانديم، روزهاى شادىها و عيد بزرگ بود؛
روزهاى مدينه را هنوز فراموش نكردهام، زيرا نسيم خوشبو را به من هديه مىكند؛
نورٌ عَلى نور است و براى تو همين كافى است كه آن بهترين منزلگاه براى دوست است.
شيخ «شمس الدين نواجى» نيز در بيان حال زائرى كه براى سلام دادن در برابر قبر شريف ايستاده و سزاوارى رعايت ادب و خشوع را بيان مىكند، اين چنين مىسرايد:
قُم وَزُر قَبرَهُ وَيمِّم حما