130وارد است نه بر خود نعمان».
همچنين بزار آن را روايت كرده و در سندش «ابراهيم غفارى» است و او ضعيف است. بيهقى، آن را از عمر روايت كرده كه مىگويد: «در راويان آن، فرد مجهولى وجود دارد». «ابن ابىالدنيا» از انس با عبارت « مَنْ زارَنِي بِالمَدينَةِ مُحْتَسِباً كُنتُ لَهُ شَفِيعاً وَشَهيداً يَومَ الْقِيامَةِ »؛ «هر كه در مدينه، سختى زيارت مرا بر خود هموار كند، روز قيامت براى او شفيع و گواه هستم» روايت كرده است. در سند آن «سليمان بن زيد كعبى» وجود دارد كه ابنحبان و دارقطنى او را ضعيف مىدانستند. ابنحبان آن را در «الثقات» آورده است. «ابوداود طيالسى» نيز مانند وى روايت را از عمر نقل كرده و در سند آن، فرد مجهولى ديده مىشود.
از «عبدالله بنمسعود» از «ابوالفتح ازدى» با لفظ « مَن حَجَّ حَجَّةَ الاِسلامِ وَزارَ قَبري وَغَزا غَزوَةً وَصَلّى في بَيتِ الْمُقَدَّسِ لَم يَسأَلهُ اللهُ فيمَا افتَرَضَ عَلَيْهِ »؛ «هر كس كه حج انجام دهد و قبر مرا زيارت كند و در غزوهاى شركت كند و در بيتالمقدس نماز بخواند، خداوند از واجبات از او نمىپرسد» روايت شده و مشابه روايت نقل شده از «حاطب»، از ابوهريره نيز روايت شده است. عقيلى از ابنعباس نيز مانند اين روايت را آورده است. كتاب «مسند الفردوس» نيز از او روايت را نقل كرده، ولى با عبارت « مَن حَجَّ الى مَكَّةَ ثُمَّ قَصَدَني في مَسجِدي كُتِبَت لَهُ حَجَّتان مَبرورَتان »؛ «هر كس به قصد حج به مكه رود، سپس براى زيارت من در مسجدم بيايد، براى او ثواب دو حج نيكو نوشته مىشود».
ابنعساكر از على بن ابىطالب چنين نقل مىكند: « مَنْ زارَ قَبرَ رَسوُل اللهِ