126اكثريت به استحباب آن اعتقاد دارند و برخى از مذهب مالكى و ظاهرى 1 آن را واجب دانستهاند. مذهب حنفى، آن را به واجب نزديكتر مىدانند. ابنتيميه حنبلى معروف به شيخ الاسلام آن را نامشروع مىداند و برخى حنابله از او تبعيت مىكنند. اين سخن از مالك، جوينى و قاضى عياض نيز نقل شده است.
دلايل قائلين به استحباب
1. گروهى به سخن خداوند تعالى احتجاج مىكنند:
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً (نساء: 64)
و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مىكردند [و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند] به نزد تو مىآمد و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.
اين افراد چنين استدلال مىكنند كه رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] پس از وفات در قبرش زنده است؛ همانطور كه در حديث آمده: «
الاَنبياءُ احياءٌ في قُبورِهِم »؛ «پيامبران در قبرهايشان زندهاند». بيهقى اين حديث را صحيح دانسته و يك جلد از كتاب خود را به آن اختصاص داده است. استاد «ابومنصور بغدادى» مىگويد: «متكلمان محقق و اصحاب ما، بر اين باورند كه پيامبرمان پس از