133سلم بن زياد برادر عبيدالله بن زياد هنگامى كه بعد از شهادت امامحسين(ع) بر يزيد وارد شد، يزيد به او گفت: «هر آينه محبّت ودوستى شما اى بنىزياد بر آل ابوسفيان واجب شد». 1
هنگامى كه ابنزياد به نزد يزيد آمد، يزيد به استقبال او رفت وبين دو چشمانش را بوسيد واو را بر تخت پادشاهىاش نشاند وبر زنانش وارد كرد وبه آوازهخوان دستور داد تا برايش بخواند، وبه ساقى گفت: ما را از شراب سيراب كن... آن گاه يك ميليون به او وعمر بن سعد جايزه داد. وتا يك سال خراج عراق را به وى واگذار نمود. 2
ثالثاً: يعقوبى مىنويسد:
حسين(ع) از مكه به طرف عراق حركت نمود؛ در حالى كه يزيد، عبيدالله بن زياد را والى عراق كرده بود. يزيد به او چنين نوشت: خبر به من رسيده كه اهل كوفه به حسين نامه نوشته واز او دعوت كردهاند تا بر آنان وارد شود، واو نيز از مكه به طرف كوفه در حركت است... اگر او را به قتل رساندى كه هيچ وگرنه تو را به نسب وپدرت باز خواهم گرداند. پس بپرهيز كه وقت از دست تو فوت نشود. 3
از اين نصّ تاريخى به خوبى استفاده مىشود كه يزيد، عبيدالله بن زياد را مأمور كشتن امام حسين(ع) كرده واو را در صورت نافرمانى تهديد نيز كرده است.