124الف) يزيد به نعمان بن بشير گفت: «ستايش خداى را كه حسين را كشت». 1
ب) يعقوبى مىنويسد: «زمانى كه خبر كشته شدن امام حسين(ع) به يزيد رسيد او در باغ خضراى خود بود، در آن هنگام تكبير بلندى گفت...». 2
ج) وچون اسيران به شام رسيدند، يزيد بزرگان اهل شام را دعوت كرد تا بر او وارد شده وبه او به جهت اين پيروزى تبريك بگويند. 3
د) مقريزى وديگران نقل كردهاند كه چون سر امام حسين(ع) را نزد يزيد گذاردند، شروع به كوبيدن با قضيب به دندانهاى حضرت نمود وشعر خواند... آنگاه دستور داد تا سر شريف آن حضرت را بر در قصر تا سه روز به دار آويختند. 4
و مطابق نصّ ديگر تا سه روز در دمشق سر را بر دار زد وسپس آن را در خزينه اسلحه خود قرار داد. 5
ه) سيوطى مىنويسد: «خدا لعنتكند قاتلحسين(ع) را وابنزياد وبا او يزيد را». 6
و) از ابن جوزى درباره لعن يزيد سؤال شد؟ او گفت: