111ب) حاكم نيشابورى. 1
ج) ابوالقاسم طبرانى. 2
د) دولابى. 3
ه) ابن عساكر دمشقى. 4
و) محبّالدين طبرى. 5
ز) ابن حجر هيتمى. 6
ثالثاً: حاكم نيشابورى بعد از نقل اين حديث تصريح به صحت سند آن كرده است. ونيز حافظ هيثمى تصريح به حَسَن بودن آن نموده است.
گرچه ذهبى به دفاع از استادش ابن تيميه برآمده واين حديث را با سند حاكم تضعيف كرده وگفته: حسين بن زيد منكر الحديث است وروا نيست كه به او احتجاج شود، ولى اين تعليق از ذهبى غريب به نظر مىرسد؛ زيرا او سبب جرح ونقد خود را ذكر نكرده ونيز علت اينكه نمىتوان به حديث او احتجاج كرد را بيان ننموده است. نهايت مطلبى كه مىتوان درباره حسين بن زيد ذكر كرد اين است كه او مشكلى ندارد. ابن عدى در «الكامل» مىگويد: عموم حديث او از اهل بيت است واميد است كه در او باكى نباشد...». 7