150 پروردگارشان عدول كرده و به سراغ بتها و شبيهها رفتهاند، و كسانى كه تو را امر به پيروى دين خود و پرستش بتهايشان مىكنند بگو: آيا غير از خدا سنگ يا چوبى را صدا زنيم كه قدرت بر نفع رساندن يا ضرر وارد كردن به ما را ندارد، و او را به جاى خدا به عبادت اختصاص دهيم، و عبادت كسى را كه ضرر و نفع و زندگى و مرگ به دست اوست، رها كنيم؟
مفسران آياتى ديگر را كه در آنها از كلمه «دعا» استفاده شده به معناى دعاى عبادت تفسير كردهاند نه دعاى طلب و مسألت، مهم در ذكر اين آيات اين است كه ثابت كنيم ضعف استدلال كسانى را كه براى اثبات شرك بودن، صدا زدن و خواستن از اوليا به اينگونه آيات تمسك مىكنند، همانگونه كه در استدلالهاى محمد بن عبدالوهاب اينگونه آمده است 1؛ چرا كه در اين آيات سخن از دعاى عبادت است نه دعاى طلب و مسألت، و شكى نيست كه دعاى عبادت براى غير خدا شرك است نه دعاى طلب و مسألت كه اگر با اين اعتقاد باشد كه اولياى الهى به اذن خداوند متعال قدرت بر انجام امور خارق عادت دارند و با درخواست از آنها در صورت مصلحت، كار خارق عادت كرده يا از خدا مىخواهند تا حاجت افراد محتاج را برآورده نمايد، چنين دعا و طلب و مسألت و درخواستى هرگز اشكالى ندارد بلكه در راستاى توحيد مىباشد.