84«مَقْدِسى» (م507) نيز به اين خبر اشاره كرده است، اما آن را به شيعه نسبت مىدهد و مىگويد: «بيشتر صاحبان آثار، محسّن را نمىشناسند». 1
ابن ابىالحديد (م656) با صراحت به اين موضوع اشاره نكرده است، اما مىگويد:
هنگامىكه زينب (دختر يا ربيبه رسولخدا(ص)) از مكه خارج شد و «هبّار بن اسود» او را ترساند به طورىكه جنين او سقط شد، رسولخدا(ص) خون هبّار را مباح شمرد. روشن است كه اگر رسولخدا(ص) در قيد حيات بود، خون كسى كه حضرت فاطمه(عليها السلام) را ترسانده و باعث سقط جنينش شده است، مباح مىدانست. 2
«ذهبى» (م748) هم در شرح حال «احمد بن محمد محدّث» گويد:
نزد او حاضر بودم كه مردى به او مىگفت: «عمر با لگد به فاطمه(عليها السلام) ضربه زد تا آنكه او محسّن را سقط كرد». 3
افزون بر اين، «جُوَيْنى» (م730) در گزارشى