72زير پا گذاشتن سفارشهاى رسولخدا(ص)، در سقيفه بنىساعده گرد آمدند و بر سر كسبت قدرت و جانشينى رسولخدا(ص) به نزاع پرداختند و با تأسفى به طول ابديت بايد گفت: شد آنچه نبايد مىشد!
جانشينى رسولخدا(ص) كه تنها ولى خدا سزاوار آن بود، از مسير اصلى خارج و به انحراف كشيده شد و نه تنها به اميرمؤمنان كه تنها فرد شايسته و مورد سفارش پيامبر(ص) بود، نرسيد كه به دست نااهلانى افتاد كه آثار سوء آن تا قيامت ادامه دارد.
در اين ميان حضرت فاطمه(عليها السلام) تنها دختر رسولخدا(ص) از نزديك شاهد بود كه چگونه دستاورد زحمات رسالت پدرش به تاراج مىرود و از مدعيان دروغين صحابى بودن و مسلمانى، هيچ صدايى به حمايت برنمىخيزد. آرى! فاطمه(عليها السلام) مىديد كه چگونه اميرمؤمنان(ع) ناچار است به تنهايى براى حفظ نهال نوپاى اسلام، دم فرو بندد و از بازگو كردن واقعيات خوددارى كند كه مبادا آنچه ممكن است با سكوت او از اسلام باقى بماند نيز از ميان برود.
البته فقط خدا مىداند كه در آن زمان، فاطمه(عليها السلام) چه كشيد و شايد همين درد و رنج بىپايان، در كنار