66دستانش اثر گذاشته بود و آنقدر با مشك آب آورده بود كه جاى آن بر سينهاش باقى مانده بود و چنان به نظافت خانه رسيدگى كرده بود كه غبار بر لباسهايش نشسته بود و چندان آتش زير ديگ گذاشته بود كه آثار آن بر لباسهايش مانده و ايشان را آزار داده بود. ازاينرو چون اسيران و خادمانى براى رسولخدا(ص) آورده بودند، به او گفتم: «نزد رسولخدا(ص) برو و از ايشان يك خادم بخواه تا تو را از اين رنجها نگه دارد».
ايشان رفت، اما درخواست خود را مطرح نكرد و بازگشت. سپس رسولخدا(ص) به ديدار ما آمد و از حال حضرت فاطمه(ص) پرسش كرد و من گفتم كه او چه قصدى داشته است.
سپس رسولخدا(ص) فرمود:
مىخواهى تو را به چيزى راهنمايى كنم كه از خادم بهتر باشد؟ چون به رختخواب رفتى 33 بار سبحانالله، 33 بار الحمدلله و 34 بار اللهاكبر بگو.
سپس حضرت فاطمه(عليها السلام) دو مرتبه فرمود: «از خدا و رسولش راضى شدم». 1