33
شبنشينى
نگاههاى زيرچشمى و انگشتهاى سبابهاى كه به طرف مصطفى اشاره مىرفت، چيزى نبود كه از چشمان او و ليلا و خانواده آقاى سديدى پنهان بماند. هر يك از ميهمانان درباره ازدواج ليلا با يك پسر سنى فلسفهتراشى مىكردند و نظر مىدادند. آنچه براى بيشتر خانمهاى حاضر در مجلس معما بود، اين بود كه چطور آقاى سديدى كه در ميان فاميل به فردى مذهبى شهرت داشت، حاضر شده است دخترش را به يك جوان سنى بدهد؟ ليلا نه بىسواد بود و نه از زيبايى بىبهره. پس اين جوان چه ويژگى داشته كه ليلا حاضر شده با او ازدواج كند. مال و منال چشمگيرى كه نداشت يك كارمند معمولى بود كه بايد براى مخارج زندگى، بعدازظهرها هم شغل آزادى دستوپا كند. گمان بيشتر دختران همسن و سال ليلا به تيپ