63را تلاوت كرد: «چنين نيست، به پروردگارت سوگند كه آنها ايمان نمىآورند مگر كه در اختلافات خود تو را به داورى بخوانند و از قضاوت تو دلگير نشوند و كاملاً تسليم باشند» 1 و آنگاه فرمود: «پيوسته تسليم امر پروردگارتان باشيد». 2
درحالىكه نپذيرفتن آنچه خداى تعالى وضع كرده و رضايت ندادن به آن، با ايمان منافات دارد؛ چه رسد به انكار آن از اساس و اعتقاد نورزيدن به آن.
در حديث كامل تمار آمده است:
امام باقر(ع) آيۀ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ؛ «بىشك مؤمنان رستگار شدند» (مؤمنون:1) را خواند و فرمود: «مىدانى مؤمنان كيانند؟» گفتم: «شما داناتريد». فرمود: «يعنى مؤمنان تسليم در برابر خدا رستگار شدند. تسليمشوندگان، همان برگزيدگانند. انسان مؤمن غريب است. پس خوشا به حال غريبان». 3
در حديث يحيى بن زكرياى انصارى آمده كه گفت:
شنيدم امام صادق(ع) مىفرمود: «هركه مىخواهد ايمان خود را كامل كند، بگويد: سخن من در همۀ امور، سخن خاندان محمد(ص) است در آنچه پنهان داشتهاند و آشكار نمودهاند و در آنچه از آنها به من رسيده يا نرسيده است». 4
بدون ترديد، از آنجا كه تمام آنچه از سوى خداوند نازل شده، نزد ائمه(عليهم السلام) است، تسليم شدن در برابر آنها، يعنى گردن نهادن به تمام آن امور.
جز آنچه آورديم، روايات ديگرى نيز هست كه بر وجوب تسليم بودن در برابر خدا، پيامبر(ص) و ائمه(عليهم السلام) دلالت مىكند.
پس لازم است هرگاه وجودِ امرى از سوى خداوند، به طرق علمى ثابت گرديد، آن