297
حدود و ضوابط شورا
شرط نخست آن است كه حدود و ضوابط اين شورا بهطور دقيق مشخص گردد؛ بدينترتيب:
يكم: چه كسى از جهت نَسَب و سن و جنسيت و داشتن مقام دينى يا اجتماعى صلاحيت نامزدى امامت و خلافت را دارد؟
در اين باره آنچه مشهود است اين است كه خلفا و فقهاى عامه در موارد بسيارى با يكديگر اختلافنظر دارند. ابوبكر و همدستانش اصرار داشتند بر اينكه خلافت به طور كلى حق قريش است و با همين ادعا انصار را رد كردند و اصرار آنها را بر نامزدى سعدبن عباده براى خلافت نپذيرفتند.
در عين حال مىبينيم كه امويان اولويت به خلافت را حق بنىعبدمناف مىدانستند و بر آن پاى مىفشاردند. عباسيان گاه بر محق بودن بنىهاشم به طور كلى در امر خلافت اصرار مىورزيدند و گاه بر اينكه اين امر ويژۀ خود ايشان است و بس.
دربارۀ ابوحنيفه گفتهاند كه اختصاص داشتن خلافت به قريش را انكار كرده است؛ چيزى كه با ديدگاه انصار در نامزد كردن سعد بن عباده مناسبت دارد. شايد به همين دليل بود كه عثمانيان مذهب ابوحنيفه را پذيرفتند و آن را مذهب رسمى دولت عثمانى قرار مىدادند.
نيز مىبينيم فقهاى عامه شروطى را براى خليفه ذكر مىكنند كه با حقيقت كار خلفاى مورد قبول ايشان سازگارى ندارد و آنان خلفا و حكم و قضاوت و تعامل با آنها را تأييد مىكنند و بر آنان خرده نگرفته، كارشان را انكار نمىكنند.
دوم: چه زمانى شخص منتخب براى خلافت، اهليت اين كار را از دست مىدهد، و اسباب عزل شدن او چيست؟ ظلم در حكومت يا مطلق فسق و نابكارى، زوال عقل يا بيمارى، ناتوانى كامل يا ضعف... و مواردى از اين دست؟
در صورتى كه اين موارد به طور مشخص معلوم گردد، بىشك اختلافات برداشته