228بعضى از ايشان ايمان آوردند و بعضى ديگر كافر شدند. 1
و تنها گروهى از كسانى كه كتاب را دريافت داشته بودند و نشانههاى روشن به آنها رسيده بود، بهخاطر انحراف از حق و ستمگرى در آن اختلاف كردند. پس خداوند، به فرمان خود، مؤمنان را به حقيقت چيزى كه مورد اختلافشان بود، رهبرى كرد و خدا هر كه را بخواهد، به راه راست هدايت مىكند. 2
دلايل روشن بر موقعيتهاى اختلافانگيز
با توجه به اهميت شناخت مواضع اختلافى و تفرقهساز و نتايج زيانبار حاصل از آن، بايستى حجتهاى روشنى وجود داشته باشند تا آن مواضع، به روشنى معلوم و قابل شناخت شوند تا ابهامى در اينباره باقى نماند؛ بهگونهاى كه جاى هيچ عذر و اجتهادى نگذاشته و ورود به محدودۀ اين اختلافات، چه از روى دشمنى و خودسرى در برابر حق و چه از سر گمراهى و قصور در جستوجوى شناخت آيين حق، و نيز از سر تقليد يا خشكسرى كور و مانند آن، نزد خداى متعال عذر مقبول به شمار نيايد. همچنانكه در قرآن كريم مىخوانيم:
بىترديد گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريدهايم. آنها دلهايى دارند بىادراك و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند. آنان مانند چهارپايانند. حتى گمراهتر؛ آنان همان غافلانند. 3
ضرورتِ آشكار و كفايت ادله در اينباره از آنجاست كه مهمترين هدف در بعثت و نبوت، برپا ساختن حجتهاى كافى براى اثبات نمونهها و شاخصههاى هدايت و ايمان بوده است تا مردمان با شناخت آنها از آتش دوزخ نجات يابند و به بهشت الهى