207 به سر مىبرند. زمين از خونشان رنگ مىگيرد و شيون و زارى در ميان زنانشان متداول مىگردد. اينان، به حق، دوستداران منند كه من به وسيله آنها هر فتنۀ كور و گمراهكننده را دفع مىكنم و زلزلهها را بر مىدارم و زنجيرهاى بندگى و بردگى را مىگسلم و «صلوات و رحمت از سوى پروردگارشان بر آنان است و آنان، همان هدايت يافتگانند». 1و 2
چنانكه مىبينيم، اين سخنان، حكايت از رنج و محنت بسيار شيعۀ اهل بيت در دوران طولانى غيبت دارد و اين، همان است كه امروز مشاهده مىكنيم؛ يعنى ظهور فتنۀ عدهاى متجاوز و منحرف از مسير حق كه ريختن خون شيعه را آشكارا حلال مىدانند؛ همچنانكه پيش از ايشان نيز كسانى چنين مىپنداشتند و با وحشىگرى تمام، دست به جنايت و خونريزى مىزدند.
از سوى ديگر، اين طايفۀ بر حق، در مدت طولانى غيبت، همواره خودنگهدار و حريص بر حفظ مفاهيم بلند دينى و اصول متعالى آن بوده و در اين راه، بر گفتوگو و دليل، اعتماد نموده و هر فراخوان و دعوتى را پاسخ مثبت داده است.
اين شيوۀ برخورد، اقامۀ دليلى بود براى مردم كه اسلام حق و موافق با فطرت انسان و به دور از تباهى و تحريف را بشناسند؛ تباهى و تحريفى كه نتيجۀ تندروى و افراطگرى مخالف با فطرت است يا تبعيت از حاكمانى كه در تسامح و سهلانگارى و آسانگيرى درباره محدوديتهاى دينى و خروج از اصول ثابت آن، اغراق و زيادهروى مىكنند.
از اين رهگذر بود كه اين طايفه در طول تاريخ، عظمت و كرامت اسلام را حفظ كردند و احترام به آن را بر مردم لازم دانستند و راستى سخن خداى را آشكار كردند كه فرمود: «به وسيلۀ آنها هر فتنۀ كور و گمراهكننده را دفع مىكنم...» و نيز شواهد ديگرى كه بر صدق سخنان ائمه(عليهم السلام) و آگاهىشان از فرجام امور - با تعاليم الهى - وجود دارد.