167
سخنى در شكافتن ماه و بازگشت خورشيد
در اينجا مطلبى باقىمانده و آن اينكه گاه مسئله شكاف برداشتن ماه، به عنوان يكى از معجزات پيامبر(ص) كه قرآن كريم متعرض آن شده، بعيد دانسته مىشود و با ذكر دلايلى آن را مردود مىشمارند. اگر اين دلايل تمام باشد، در معجزۀ بازگشت خورشيد نيز كه درباره پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) وارد شده، مىتوان به آنها استدلال كرد. در مورد بعيد بودن اين معجزات، دو مطلب درخور بيان است:
تأثير خورشيد و ماه بر سير عالم هستى
يك: خورشيد و ماه بر سير عمومى عالم و لرزشهاى آن تأثيرگذارند؛ زيرا اجزاى عالم، بر اساس قانون جاذبه و حركت عمومى فلك، با يكديگر ارتباط و پيوستگى دارند.
در پاسخ بايد گفت: سامانهها و قوانين عالم، هر اندازه كه استوار، متقن، مؤثر و وابسته به يكديگر باشد، مانع از تصرف خداى سبحان - آفريدگار و تدبيركنندۀ هستى - در عالم نمىشود؛ بهگونهاى كه در موارد استثنايى، آن را از تحت سلطۀ آن قوانين خارج مىنمايد و از تأثير آنها بر سير هستى و تكامل آن جلوگيرى مىكند. بلكه خداوند بر هر كارى تواناست كه اگر چنين نباشد، معجزه، امرى ممتنع خواهد شد؛ زيرا بناى آن بر خروج از حيطۀ قوانين و نظامهاى عمومى عالم است.
عدم رؤيت اين دو معجزه در سرزمينهاى ديگر
دو: بروز و ظهور نشانههاى تصرف در خورشيد و ماه، به مكان مورد نظر در بيان معجزه، همچون مكه اختصاص نداشته، بلكه نيمكرهاى را كه هنگام معجزه، ماه يا خورشيد بر آن مىتابيده، نيز در برمىگرفته است. حال اگر تصرف در خورشيد و ماه به اين صورت بوده، مىبايست ماجراى آن در ميان مردم ديگر سرزمينها زبان به