108تاريكىهاى گمراهى و گناه و تباهى نجات مىدهد و به وادى هدايت و رستگارى مىرساند. اين مطلب، امر بررسى و تحقيق از حقيقت و نظر در دلايل دين جديد را، پس از دريافتِ دعوت آن و ظهور تعاليم آن آسان مىكرد؛ بهويژه درباره ملتها و گروههايى كه جزو هيچ دين آسمانى نبودند؛ مانند بتپرستانى كه دعوت اسلام در ميان آنها آغاز شد و همچنين مجوسان.
پوچى و بىمايگى عقايد جاهلى اين مردم و ناسازگارى آن با فطرتِ انسانى، بيشترين آمادگى را در آنان ايجاد كرده بود تا نداى دعوت آيين جديد را بشنوند و در دليلهاى آن بينديشند و در صورت تماميت و توانايى اثباتِ خود، آن را پذيرا باشند.
گسترش اسلام
اين پذيرش و گرايش، هماكنون دربارۀ دين عظيم اسلام تحقق يافته، به گونهاى كه در مدتى اندك پس از آغاز دعوت آن، به طرز چشمگيرى رو به گسترش نهاد و مردم، گروه گروه، بدان گرويدند و با وجود كوتاهى و تقصير مسلمانان و عهدهداران اين دين و نقاط ضعف بسيار ايشان، دريافتند كه دين اسلام، حق است و دليلهاى روشن دارد و دعوتى است كامل و همسو با فطرت انسانى. اگر پارهاى مشكلات، نقايص و نقاط ضعف نبود، اسلام در همان قرنهاى اوليه سرتاسر عالم را فرا مىگرفت و دينى جهانگستر مىشد. بىشك خدا را ارادهاى است كه آن را محقق خواهد ساخت.
خداى تعالى وعده فرموده و وعدۀ او حق است كه:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه: 33)
او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا آن را بر تمام اديان غالب گرداند؛ هرچند مشركان را خوشايند نباشد.