92به آنان فرمود: «واى بر شما، توبه كنيد و بازگرديد». اما آنها خوددارى كردند و گفتند: «از سخن خود بازنمىگرديم». سپس امامعلى(عليه السلام) برخى از آنها را در آتش افكند و سپس بقيه را نيز در آتش انداخت. سپس اين بيت را سرود:
من هرگاه كار منكرى ببينم
آتش برمىافروزم و قنبر را فرا مىخوانم 1«علىبنحديد مداينى» مىگويد: شنيدم كه شخصى از امام كاظم(عليه السلام) پرسيد: «شنيدم محمدبنبشير قائل است كه شما آن موسىبنجعفرى نيستى كه امام و حجت ما بين ما و خداى تعالى است». امام سه بار فرمود: «خدا او را لعنت كند! و گرمى آهن را بدو بچشاند! او را به بدترين صورت بكشد!». پرسيدم: «فدايت شوم! اگر من اين سخن را از او بشنوم، آيا خون او همانند خون دشنامدهنده به رسول خدا(صلى الله عليه و آله) و امام(عليه السلام) براى من حلال و مباح نيست؟» فرمود: «آرى، به خدا سوگند خونش حلال است. به خدا سوگند خونش حلال است و خداوند آن را براى تو و كسى كه آن سخن را از او بشنود مباح كرده است». پرسيدم: «آيا او دشنامدهنده شما نيست؟» فرمود: «او دشنامدهنده خدا و رسول خدا و پدرانم و خودم است. كدام
دشنام كمتر از اين است؟ كدام دشنام است كه اين سخن، فراتر از آن نيست؟». 2
بهترين سخنى كه مىتوانيم با آن بحث را به پايان بريم، دعايى از امامرضا(عليه السلام) است كه مىفرمود:
خدايا! من قدرت و نيرويى از خود ندارم و قدرت و نيرويى جز به