55اين علم در انجام دادن آن كار مدخليتى نداشت، ذكر آن بيهوده و غير ضرورى بود.
براساس روايات، پيامبر(صلى الله عليه و آله) اين نوع علم را از پيامبران گذشته به ارث برده است و امامان(عليهم السلام) نيز علم پيامبر(صلى الله عليه و آله) را به ارث بردهاند.
«مثنّى حنّاط» از ابوبصير چنين نقل مىكند:
خدمت امام باقر(عليه السلام) شرف حضور يافتم و پرسيدم: «آيا شما ورثه رسول خدا(صلى الله عليه و آله) هستيد؟» فرمود: «آرى». پرسيدم: «آيا رسول خدا وارث پيامبران بوده و همه آنچه را آنان مىدانستند مىداند؟» فرمود: «آرى». پرسيدم: «آيا شما مىتوانيد مردگان را زنده كنيد و نابينا و پيس را درمان كنيد؟» فرمود: «آرى به اذن خدا». آنگاه امام(عليه السلام) فرمود: «اى ابومحمد! به من نزديك شو!» حضرت دستش را بر چشم [نابينا] و چهرهام كشيد. ناگهان خورشيد و آسمان و زمين و خانهها و همهچيز خانه را ديدم. ابوبصير مىگويد:
حضرت فرمود: «آيا دوست دارى اينگونه بمانى و حساب و كتاب مردم عادى را داشته باشى و هر آنچه روز قيامت بر آنان است، بر تو هم باشد يا به همان حالت كه بودى (نابينايى) برگردى و بهشت خالص براى تو باشد؟» عرض كردم: «مىخواهم به همان حال قبلى بازگردم». آنگاه حضرت دستش را بر چشم من كشيد و به حال قبلى بازگشتم.
ابوبصير گويد: «اين ماجرا را براى ابنابىعمير نقل كردم. وى گفت: گواهى مىدهم كه اين ماجرا حق است؛ همانگونه كه روز
حق است». 1