43«آيتالله خويى» در كتاب «تنقيح» مىگويد:
برخى از غاليان به الوهيت خداى سبحان اعتراف دارند، اما متعقدند كه همه امور مربوط به تشريع و تكوين به دست اميرمؤمنان(عليه السلام) يا يكى از امامان(عليهم السلام) است و عقيده دارند كه او زنده مىكند و مىميراند و مىآفريند و روزى مىدهد.
آنچه بيان گشت همان عقيده تفويض است؛ زيرا معناى آن اين است كه خداى سبحان بسان برخى پادشاهان و حاكمان، خود را از امور مربوطه به تدبير مملكتش عزل كرده و آن را به يكى از
وزيرانش واگذار نموده است. 1
براى روشنشدن اشكال اين عقيده، بهگونهاى دقيق، شايسته است مقدمهاى تقديم شود تا دستيابى به هدف را آسان كند و مانع وقوع اشتباه شود. حاصل مطلب اين است كه تفويض بر دوگونه است: گاهى در عالم تكوين و گاهى در عالم تشريع.
تفويض در جهان تكوين
تفويض در جهان تكوين به دو صورت است:
1. تفويض استقلالى
چنانكه اشاره شد منظور اين است كه خداى متعال، امور مردم را به نحو استقلال و اصالت حاكميت مطلق در تصرف به پيامبر(صلى الله عليه و آله) و امامان(عليهم السلام) واگذار كرده است. از اينرو آنان هرچه مىخواهند و اراده مىكنند، انجام مىدهند. اين معنا از تفويض، همان مدعاى غاليان در اين بحث است.