101اشكالى ندارد. ابوسعيد گويد: آن نوشته را به تقى بن تيميه نشان دادم، او از اين كلام تعجب كرد وگفت: از احمد كه نزد من جليل القدر است، تعجب مىكنم! آيا اين كلام اوست يا معناى كلام او؟ ابوسعيد مىگويد: چه تعجبى در اين كلام است؛ در حالى كه از امام احمد به ما روايت رسيده است كه او پيراهن شافعى را شست وآبى را كه با آن پيراهن را شسته بود نوشيد؟ واگر اين عمل تعظيم اهل علم است، پس حكم ارزش صحابه پيامبر ونيز آثار انبيا -عليهم الصلاة والسلام- چه مىشود؟ وچه زيبا گفته است مجنون درباره ليلى: امرّ على الديار...
واين را «الغدير» در پاورقى ذكر نموده است كه اين جريان؛ يعنى شستن پيراهن شافعى را «ابن جوزى» در مناقب احمد وابن كثير در تاريخ خود 1 نقل نمودهاند.
ل) شافعى صغير، محمّد بن احمد رملى (متوفى 1004ه.ق) فقيه مذهب شافعيه در شرح المنهاج مىگويد:
ويكره أن يجعل على القبر مظلّة، وأن يقبّل التابوت الّذي يجعل فوق القبر واستلامه وتقبيل الأعتاب عند الدخول لزيارة الأولياء، نعم، أن قصد التبرّك لايكره كما أفتي به الوالد فقد صرّحوا بأنّه إذا عجز عن إستلام الحجر سنّ له أن يُشير بعصا وأن يقبّلها. 2
روى قبر، سايه انداختن وبوسيدن تابوت بالاى قبر واستلام كردن