194
پاسخ
اوّلاً: ما در حال سختى وراحتى، همه امور را مرتبط به خداوند متعال دانسته وزمام امور را به دست او مىدانيم، واگر به سراغ وسائط آن هم در هنگام سختىها مىرويم بدينجهت است كه خداوند ما را به رجوع به آنها هدايت كرده تا از فيوضات آنها بهره ببريم و مىدانيم كه آنها كارى را بدون اذن واراده خداوند انجام نمىدهند. ونيز مىدانيم كه به طور حتم دعاى آنها در استجابت حاجات انسان تأثيرگذار است.
خداوند متعال مىفرمايد:
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ لِيُطٰاعَ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً (نساء:64)
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اينكه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. واگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ واز خدا طلب آمرزش مىكردند؛ وپيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد؛ خدا را توبهپذير ومهربان مىيافتند.
ثانياً: هميشه مسلمانان به اولياى الهى ودر رأس آنها به پيامبراكرم(ص) متوسل مىشوند وهرگز شخص فاسقى را براى واسطه فيض الهى بودن قابل ندانسته ومورد توجّه خود قرار ندادهاند. آرى ممكن است برخى از فرقهها باشند كه افراد فاسقى را مورد توجّه قرار داده ودر حدّ بسيار زياد ملجأ وپناه حقيقى خود بدانند كه ما مسلمانان از آنان تبرى جسته وقبول نداريم.