184ج) ودرباره يكى از ياران حضرت سليمان(ع) مىفرمايد:
قٰالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتٰابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّي (نمل : 40)
كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد! وهنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت وپابرجا ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است.
ثانياً: اگر مقصود آن است كه شخصى كه مرده، سلطه غيبى ندارد وارتباطش با اين عالم قطع شده است، اين را در بحث حيات برزخى بحث خواهيم كرد.
ثالثاً: در بحث علم غيب، علم غيب اولياى الهى به موضوعات، ثابت شده است. 1
رابعاً: شرك اكبر عبارت است از عبادت غير خدا واعتقاد به الوهيت يا ربوبيت كسى كه نسبت به او خضوع مىكند، در حالى كه استغاثه به غير خدا وصدا زدن او، اگر همراه با اعتقاد به استقلال غير خدا در تصرفات نباشد بلكه كارهايش تحت نظر خدا وبه اذن او باشد، نه تنها اشكالى ندارد بلكه در راستاى توحيد است.
شبهه سوم: شرك بودنِ صدا زدن واسطه
ممكن است كسى بگويد كه مشركان، توحيد در خالقيت وربوبيت داشتهاند وتنها به جهت صدا زدن واسطهها مشرك بودند؛ زيرا خداوند