136 جانب خود نمىفرستد، و آنان را به واجبات تكليف نمىكند و به راه راست هدايت نمىنمايد. لذا مشركان معتقد به معاد نبودند، بلكه انبيا را تكذيب مىكرده و فرو فرستادن كتابهاى آسمانى را انكار مىكردند و به هيچ واجبى از جانب پروردگارشان ملتزم نبودند و... و خداوند در بسيارى از آيات از گمانهاى آنان پرده بردارى نموده است از آن جمله گفتار او «ولى آنها (از روى كبر وغرور) گفتند: آيا بشرهايى (مثل ما) مىخواهند ما را هدايت كنند؟! از اين رو كافر شدند وروى برگرداندند؛ وخداوند (از ايمان وطاعتشان) بىنياز بود» و نيز گفتار او «و كافران گفتند: آيا مردى را به شما نشان دهيم كه به شما خبر مىدهد هنگامى كه (مُرديد و) سخت از هم متلاشى شديد، (بار ديگر) آفرينش تازهاى خواهيد يافت؟!» و گفتار خداى متعال «و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت كنيد، مسلّماً زيانكاريد». و گفتار او «آنها تعجّب كردند كه پيامبر بيمدهندهاى از ميان آنان به سويشان آمده؛ وكافران گفتند: اين ساحر بسيار دروغگويى است! آيا او بهجاى اينهمه خدايان، خداى واحدى قرار داده؟! اين بهراستى چيز عجيبى است!» پس آنچه را كه مشركان مىپرستيدند تنها خداى وهمى بود كه وجود خارجى براى آن نبوده است، و ساخته اوهام و تصورات ذهنى آنها به حساب مىآمد... در اين هنگام رفتار انسان موحد در تبرك و توسل و زيارتش... به جهت تقرب به پروردگار حق و به اذن اوست، خدايى كه انبيا براى مردم تبيين كردهاند. و اما عمل مشرك به جهت تقرب به خدايى است كه در ذهن تصور نموده است...