60فتواهايى از جانب علما بر ضدّ شيعه هستيم، فتاوايى ممزوج با عواطف وهواهاى نفسانى. اين روش بد سبب شكاف عظيم بين فرقههاى اسلامى شده است. واز اين رهگذر، علم ودانش از معارف بزرگان اين فرقه محروم گشته است، همانگونه كه از آراى نمونه وثمرات ذوقهاى آنان محروم مانده است. ودر حقيقت خساراتى كه از اين مسير بر عالَم علم ودانش رسيده، بيشتر است از خساراتى كه توسط اين خرافات به شيعه وتشيع وارد شده است، خرافاتى كه در حقيقت، ساحت شيعه از آن مبرّا است.
و اگر اين گروهها خود را از تعصب دور ساخته و در حالى كه از شيعه مىنويسند يا از آنان اخذ مىكنند، روشهاى بحث علمى صحيح را منطبق كرده و حكم عقل را بر خواستۀ دل و رأى را بر هواى نفس، مقدم مىداشتند، دانش بسيارى از جانب شيعه به ما مىرسيد و از بسيارى از ميراث علمى اين مذهب بهرهمند مىشديم. همانا بحثكننندۀ منصف نسبت به حقايق علمى، از مذهب شيعه اخذ مىكند به همان مقدار كه از علماى ديگر مذاهب اخذ مىنمايد و اگر منصف باشد، مضطر به فراگيرى فقه شيعه است هنگامى كه مذاهب فقهى چهارگانۀ اهل سنت را فرا مىگيرد.
وتو را بس، اينكه امام جعفر صادق(ع) (متوفاى 148ه.ق) -پرچمدار فقه شيعى- استاد دو امام سنّى است: ابوحنيفه نعمان بن ثابت (متوفاى 150ه.ق) وابىعبدالله مالك بن انس (متوفاى 179ه.ق) ودر همين جهت است كه ابوحنيفه مىگويد: اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاك مىشد. مقصود او همان دو سالى است كه از