106ابن حزم تنها جمود فكرى، آن هم در بعضى اوقات و زبان دراز او را به ارث بردهاند. اين افراد برخى از آثار دو امام ابن تيميه و ابن قيم را قرائت كردهاند، ولى -مع الاسف- درست آن را نفهميدند و به اعماق كلام آن دو پى نبردند و مقيد به پيروى از روش آن دو و پايينتر از آن دو كه وارث علم آنان بودند، نبودند، بلكه تنها مقلد برخى از معاصران بوده و به تمام آراى اينان اخذ مىنمايند. بسيارى از آنان بهرهاى از مقاصد فقه نبردهاند، و اخلاص به تنهايى براى تجديد دين امت و قيام بر آن كفايت نمىكند؛ زيرا خوارج نيز بندگان مخلصى بودند كه هر كس عبادت آنان از قبيل نماز، قيام و قرائت را مىديد احساس حقارت نسبت به عبادات خودش مىكرد، همانگونه كه احاديث صحيح از ده طريق بنابر نقل احمد بر اين مطلب وارد شده است، ولى آفت آنان در عقولشان و سطحىنگرى فقهشان بوده است. آنان همانگونه كه پيامبر(ص) توصيفشان كرده: قرآن مىخوانند ولى از حنجره آنان تجاوز نمىكند، يعنى در فهم قرآن تعمق نداشته و جستجو نمىكنند و اسرار آن را درك نمىنمايند، و لذا باكى نيست در اينكه آنان اينگونه توصيف شوند كه اهل اسلام را به قتل مىرسانند ولى بتپرستان را رها مىكنند. 1
ز) پيروى از متشابهات
يكى از عوامل تندروى، پيروى از متشابهات و ناديده گرفتن محكمات از آيات و روايات است.