72همچنين سبك آيات بيانشده، از قبيل آيۀ رجم و مانند آن، هيچگاه مانند سبك آيات قرآن نيست. بلكه آنها جملاتى هستند كه الفاظ آنها از جهت بلاغت، زشت و معنايشان سست و ضعيف است و نسبتدادن چنين جملاتى به خداى تبارك و تعالى درست نيست.
با اين توضيح، دلالت اين احاديث بر تحريف قرآن ثابت و روشن است و با دلايل ضعيفى همچون نسخ تلاوت و امثال آن، توجيه نمىشود.
***
جزايرى مىگويد: آيا جايز است قرآن از ميان تمام مسلمين، فقط در دست اهلبيت باشد و آن را فقط به شيعيان خود بدهند؟
پاسخ به جزايرى: كتاب خدا در دست مسلمانان باقى است و خداوند پس از نزولش، آن را بالا نبرده است. اما فهم معانى ظاهرى و باطنى و شناخت احكام آن را به ائمۀ اهلبيت عليهم السلام اختصاص داده است. آن بزرگواران نيز در هدايت و راهنمايى مردم كوتاهى نكردهاند؛ اگرچه بسيارى از مردم، از اهلبيت عليهم السلام و آنچه دارند، اعراض نموده و ديگران را بر آنها مقدم كردهاند.
اين گفته جزايرى كه «آيا اين يك نوع غصب و احتكار رحمت خدا نيست، حال آنكه اهلبيت از آن پاك و مُبرّا هستند»، سخنى زشت و بىمعنا است؛ زيرا اصلاً غصب و احتكار رحمت خدا ممكن نيست تا اينكه بگوييم اهلبيت عليهم السلام از آن پاك و مُبرّا هستند!
همانا رحمت خدا وسيع و بىانتهاست؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ . 1 اما او برخى بندگانش را مورد رحمت خاصۀ خود قرار مىدهد و در اينباره مىفرمايد: وَ اللّٰهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ 2 و نيز مىفرمايد: