236
جزايرى مىنويسد: اى شيعه! بدان كه تو مسئول نجات خويش و خانوادهات هستى. پس شروع كن و آنها را از عذاب الهى نجات بده و بدانكه اين خواسته حاصل نمىشود، مگر به ايمان درست و عمل صالح؛ و ايمان درست و عمل صالح را فقط در كتاب خدا و سنّت پيغمبرش (ص) پيدا مىكنى و همانا تو، درحالىكه در زندان تاريك مذهب تشيع گرفتار آمدهاى، نمىتوانى به آن ايمان درست و عمل صالح شناخت پيدا كنى. مگر اينكه بهسوى ميدان اهل سنّت و جماعت فرار كنى. در آن هنگام، كتاب خدا را خالى از آن تأويلات باطل و مسمومى مىبينى كه برخى بدخواهان از سردمداران شيعه، آنها را براى گمراهى و فساد و تباهى درست كردهاند.
پاسخ به جزايرى: اين سخن جزايرى كه «كسى نمىتواند به ايمان درست و عمل صالح دسترسى پيدا كند، مگر اينكه به ميدان اهل سنّت و جماعت پناه ببرد»، فقط ادعايى است كه هم اهلسنّت و هم غير آنها مدعى آن شدهاند؛ زيرا كُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ 1؛ و هركس به آنچه دارد، خشنود است.
دربارۀ «ميدانِ اهل سنّت» نيز بايد گفت، پس از تحقيق و بررسى، آن را خشك و تاريك و خالى از سكنه يافتيم. اين ادعا زمانى مطرح مىشود كه خود اهل سنّت نيز با هم اختلاف كرده و به چندين مذهب تقسيم شدهاند كه هر كدام به ديگرى طعنه و اشكال وارد مىكند. اين اشكالات به قدرى زياد است كه اگر مىخواستيم آنها را جمعآورى كنيم، كتابها و طومارها نوشته مىشد. ولى در اينجا به اندكى از اين موارد اشاره مىكنيم كه دقت در آنها ما را از بررسى بيشتر اين اشكالات بىنياز مىكند:
1. خطيب بغدادى در تاريخ بغداد از ابىبكر بن ابىداوود سجستانى نقل كرده كه وى روزى به ياران خود گفت: «دربارۀ مسئلهاى كه مالك و شافعى و اوزاعى و حسن ابن صالح و سفيان ثورى و احمد بن حنبل و ياران ايشان بر حكم آن اتفاق دارند، چه